ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
695
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
كشته شدن قرط و خلع خليفه و نصب پسر عمش الواثق به خلافت قرطاى بن عمر از تركمانانى بود كه در خدمت دولت بود . مردى دلير و برنده بود و به پايمردى اين دو خصلت در ميان امرا به مقامى شامخ فرا رفت و به امارت ناحيه صعيد منصوب شد و در نبرد با فرزندان كنز از اعرابى كه از نواحى اسوان سر به شورش برداشته بودند دلاوريها نمود تا همه را از آن ناحيه براند . سپس به هنگامى كه بدر بن سلام عصيان كرد و فرار نمود . به بحيره والى فرستاد . قرط بن عمر در شورش اينال شركت جست و در آن روز دليريها نمود . او همان بود كه از بارو بالا رفت و دروازهء عقبى را آتش زد و چون دروازه باز شد سپاهيان سلطان به درون رفتند و اينال را گرفتند . سلطان همواره حق او را رعايت مىكرد ولى او مردى ستمگر و سختكش بود . رعايا از او شكايتها مىكردند و به تظلم مىآمدند . از اين رو سلطان در آغاز سلطنتش او را دستگير كرد و به زندان فرستاد . سپس او را عفو كرد و آزادش نمود . او پيوسته همراه با خواص سلطان بامدادان به درگاه مىآمد . تا آنگاه كه خبر دادند كه در نهان با خليفه المتوكل بن المعتضد گفتگو كرده تا سر به شورش بردارد و با اعرابى كه در نواحى برقه - از مردم بحيرهاند و با اصحاب خود برقوق را از مسند سلطنت براندازند و ديگرى را به جاى او به سلطنت برگزينند . همچنين با برخى از امراى كم خرد ترك كه چندان هم مورد توجه نبودند ، قرار شورش نهادند . سلطان برقوق روز ديگر همگان را فراخواند و آنان را گفت كه چه تصميمى داشتهاند . آنان سخت بترسيدند و انكار كردند . بعضى نيز به جرم خود اقرار كردند . سپس فرمود تا خليفه را در قلعه در بند كنند . قرطاى بن عمر را بيرون آورد و بر شتر نشاند و گرد شهر بگردانيد . سپس او را به قتلگاهش خارج شهر بردند و با شمشير به دو نيمش كردند . برقوق باقى را به زندان فرستاد . سلطان خلافت را به عمر بن ابراهيم ملقب به الواثق كه از خويشاوندان خليفه بود ، واگذار كرد . اين عمر بن ابراهيم همان كسى است كه الملك الناصر ، پدرش ابراهيم را بعد از خليفه ابو الربيع به خلافت برگزيد و احمد پسر ابو الربيع را عزل كرد . همهء اين وقايع در سال 785 اتفاق افتاد . پس از الواثق برادرش زكريا به جاى او نشست و به المعتصم لقب يافت و اين اوضاع همچنان ببود تا باقى حوادث را انشاء اللّه بيان كنيم . به خوارى افتادن يلبغا الناصرى و در بند كشيدن او يلبغا الناصرى از مماليك بيبغا بود و در ايام او صاحب وظايف و مشاغل . الناصرى را